محمد مهدى ملايرى
68
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عرب آن را به كار برده و به معنى هرچيز پست است . و صاحب المعيار ( 1 : 253 ) و همچنين در جمهره ( 3 : 500 ) آن را مانند جواليقى معرب از نبهره دانستهاند « 1 » و صاحب لسان گويد اصل اين كلمه هندى و « بنهله » بوده و از آن زبان به فارسى درآمده و بنهره شده و از فارسى به صورت بهرج به عربى نقل شده است ، و بيرونى در الجماهر گويد و بهرج نزد كسانى كه آن را از فارسى تعريب كردهاند ردىء و پست است و لفظ در اصل منقول از هندى است كه نيكو را بهله گويند و ردىء و پست را بنهله و همچنين در فارسى بهله ( بمعنى نيكو باشد ) چنان كه بهترين زبانهاى آنان - پهلوى منسوب به جودت است و درهمهاى پست را نبهره گويند . « 2 » و در برهان آمده نبهره به معنى قلب و ناسره باشد عموما و سيم قلب را گويند خصوصا . و در الالفاظ الفارسيه المعرّبه آمده كه بهره در فارسى به معنى حصه و نصيب است و بهرج عربى معرب از نبهرهء فارسى است كه به معنى بىبهره و بىنصيب باشد . « 3 » التاريج خوارزمى گويد بعضى گفتهاند كه تاريج كلمهاى است فارسى به معنى نظام و ترتيب و از آنرو آن را تاريج خواندهاند كه آن دفترى است شامل ابواب متعددى كه آگاهى از مجموع يا جملهء آنها مورد نياز است . ولى من گمان مىكنم كه تاريج مصدر باب تفعيل از كلمهء اوارج است . « 4 » التخمين اين كلمه را خوارزمى در اصطلاحات ديوان خراج و معنى آن را تعيين اندازه و مقدار محصولات كشاورزى بر حسب گمان و تقدير نوشته و گفته است كه از خماناى
--> ( 1 ) . به نقل از حاشيهء احمد محمد شاكر المعرّب ، ص 48 . ( 2 ) . به نقل دكتر معين از او در حاشيهء برهان . ( 3 ) . الالفاظ الفارسية المعرّبة ، ص 28 . ( 4 ) . شرح آن در كلمهء اوارج گذشت .